— شیدا · علیرضا قربانی —
▶ اگر ویدیو پخش نمی‌شود، اینجا کلیک کنید — YouTube'da Sheyda
— ۱۴۰۵ / ۱۴۴۶ هـ —

وقتِ هجران

پاسخی به استادم محمدعلی طاهری
— از غزلِ نوروز ۱۳۹۹ —
استاد محمدعلی طاهری
دوش دیدم به خواب، حلقهٔ وصل تو جهانگیر می‌شود
وین رازِ سر به مُهر، بر همه پیر و جوان عیان می‌شود
دوش من هم دیدم آن حلقه به خواب، آشکار مُهر بگشودی و ما را، نوبهاران می‌رسد
ده سال ار در قفس بودی، خونِ دل خوردند به یاد بازآمد آن گم‌گشته — یارِ سوزان می‌رسد
شانزده سال است، یارِ من به سویت خوانده است من به خوابِ غفلت اندر — دیر، حیران می‌رسد
دریغا — من به غفلت سال‌ها در خوابِ خود گم گشته‌ام پنج سال ار باقی است — وقتِ هجران می‌رسد
شب ز هفت روز پیش بود، چشمِ بنده باز شد از پسِ آن سال‌ها — این جانِ پشیمان می‌رسد
«فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِين» را تو گفتی زان نظر بر آدمی، نورِ فراوان می‌رسد
ما به نام تو، به راهت، سوگندِ جان خورده‌ایم گرچه دیر، اما رسیدم — کاروانان می‌رسد
همچو نگهبان قسم خوردم، به عشقِ خلقِ خدا این محبت از تو آموختیم — عشقِ یزدان می‌رسد
هر که این مهر از دل برد، از ما نباشد، جانِ من این پیامِ عاشقان — تا روزِ قیامان می‌رسد
— تقدیم —
تقدیم به استادِ عزیزم استاد محمدعلی طاهری
و به رهبرِ عزیزم حکی خانم
و به آن یارِ من، آن «شانزده سال»ها سُمَیّه رضایی
— شاهدِ صدق —
گر از این منزلِ ویران به سویِ خانه رَوَم
دگر آنجا که رَوَم عاقل و فرزانه رَوَم
— حافظ شیرازی —
نویسنده: «رضا فرزانه» — بندهٔ ناچیز
از دیارِ تُرک، شاگردِ از راه دور
۱۴۰۵/۰۲/۱۱ — ۱۷:۰۷
— تاریخچهٔ این نسخه —
۱۴۰۵/۰۲/۱۱   ۱۷:۰۷ آغاز — نطفهٔ نخست
۱۴۰۵/۰۲/۱۲   ۰۳:۲۷ نسخهٔ دوم
۱۴۰۵/۰۲/۱۲   ۰۳:۵۰ بازنگری
۱۴۰۵/۰۲/۱۲   ۰۳:۵۲ پالایش
۱۴۰۵/۰۲/۱۲   ۰۴:۴۳ هنگامِ اذانِ صبح ﷽
۱۴۰۵/۰۲/۱۲   ۰۴:۵۳ پس از اذان — پالایشِ نهایی
۱۴۰۵/۰۲/۱۲   ۰۵:۱۸ ویرایشِ سپیده‌دم
۱۴۰۵/۰۲/۱۲   ۰۷:۳۷:۵۷ تا این دَم — راه ادامه دارد…
اللهُ اَکبَر
و الحمدُ لله
— نغمه‌ای از تُرک‌زمین —
Edip Akbayram • «Güzel Günler Göreceğiz» • Nâzım Hikmet